اعلام «عادی‌سازی کامل» روابط باکو و مسکو نشان‌دهنده‌ی یک چرخش ژئوپلیتیکی مهم در قفقاز جنوبی است. مناسبات دو کشور که در پی سرنگونی هواپیمای مسافربری آذربایجان توسط موشک روسی به پایین‌ترین سطح خود رسیده بود، اکنون به یک «همکاری ائتلافی» تبدیل شده است

گروه سیاسی/ سردبیر: سفر رسمی دو روزه جیحون بایراموف، وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان به مسکو در ژوئیه ۲۰۲۶ و اعلام «عادی‌سازی کامل» روابط با روسیه، به نظر می‌رسد فراتر از یک دیدار دیپلماتیک سنتی، نشان‌دهنده‌ی یک چرخش ژئوپلیتیکی مهم در قفقاز جنوبی است. مناسبات دو کشور که در دسامبر ۲۰۲۴ و در پی حادثه سرنگونی هواپیمای مسافربری آذربایجان (AZAL) توسط موشک روسی به پایین‌ترین سطح خود رسیده بود، اکنون ظرف مدت کوتاهی به یک «همکاری ائتلافی» تبدیل شده است. این بازسازی سریع روابط را می‌توان در قالب سه پیش‌ران اصلیِ «تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری روسیه»، «موازنه قدرت در قفقاز» و منافع مشترک زیست‌محیطی تحلیل کرد.

 

کریدور شمال-جنوب به مثابه شریان حیاتی مسکو

بررسی آمارهای اقتصادی سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که تجارت دوجانبه با رشد ۵.۲ درصدی به مرز ۵ میلیارد دلار نزدیک شده و سرمایه‌گذاری ۱۱ میلیارد دلاری روسیه در آذربایجان، بستر سازنده‌ای برای عبور از تنش‌های سیاسی فراهم کرده است. اما محرک اصلی این همگرایی، پروژه‌ی کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی «شمال-جنوب» است.

با تداوم بحران اوکراین و انسداد فزاینده دسترسی روسیه به دریای سیاه و بازارهای اروپایی، مسکو شدیداً به مسیرهای جایگزین زمینی نیازمند است. حل مشکل ریل‌گذاری محور رشت-آستارا توسط ایران و برنامه‌ریزی باکو برای افزایش ظرفیت ریلی خود به ۵ میلیون تن تا سال ۲۰۲۸، آذربایجان را به حلقه‌ اتصال کلیدی روسیه به آب‌های آزاد و شبه‌قاره هند تبدیل می‌کند. در واقع، نیاز مبرم مسکو به این شاهراه تجاری، اهرم چانه‌زنی باکو را در برابر این قدرت بزرگ افزایش داده است.

 

امنیت منطقه‌ای و موازنه ظریف باکو

باکو در تنظیم روابط خود با مسکو، فرمول «همکاری عملی در عین حفظ استقلال راهبردی» را دنبال می‌کند. حمایت آذربایجان از پلتفرم امنیتی «۳+۳» (با حضور کشورهای درون منطقه و حذف بازیگران غربی) کاملاً همسو با دکترین نگاه به شرق روسیه و ایران است.

با این حال، باکو هوشمندی دیپلماتیک خود را در توازن میان قدرت‌ها نشان داده است؛ از یک سو از مواضع روسیه در قفقاز و روند صلح با ارمنستان استقبال می‌کند و از سوی دیگر، با تاکید بر اصول حقوق بین‌الملل در قبال بحران اوکراین، استقلال خود را حفظ می‌کند. این موازنه به باکو اجازه می‌دهد بدون افتادن در دام وابستگی مطلق به مسکو، از ظرفیت‌های سیاسی آن برای تثبیت موقعیت خود در قفقاز جنوبی استفاده کند.

 

تغییرات اقلیمی به مثابه کاتالیزور همکاری

کاهش چشمگیر و ۱.۵ متری سطح آب دریای خزر در ده سال گذشته، تهدیدی زیست‌محیطی و اقتصادی برای تمامی کشورهای ساحلی است. این بحران مشترک، فضای جدیدی برای گفت‌وگوهای غیرسیاسی باز کرده است. توافق دو کشور بر سر تسریع تصویب «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» و حمایت باکو از طرح‌های روسیه برای مدیریت کم‌آبی، نشان می‌دهد که چالش‌های اقلیمی اراده طرفین را برای نهادینه‌سازی همکاری‌ها تقویت کرده است.

در نهایت باید گفت که عادی‌سازی روابط مسکو و باکو در سال ۲۰۲۶، بازگشت به دوران پیش از بحران دسامبر ۲۰۲۴ یا پذیرش هژمونی سنتی روسیه نیست. این چرخش، محصول یک «عمل‌گرایی محض» از سوی هر دو طرف است. روسیه در شرایط انزوای بین‌المللی به یک شریک باثبات و مسیر ترانزیتی امن در قفقاز نیاز دارد و آذربایجان نیز مایل است با مدیریت تنش‌ها با همسایه شمالی، تمرکز خود را بر توسعه اقتصادی و تثبیت دستاوردهای منطقه‌ای‌اش بگذارد. روابط آینده دو کشور، بازتابی از همین موازنه ظریف میان همکاری‌های کلان اقتصادی-امنیتی و حفظ خطوط قرمز استقلال راهبردی خواهد بود.

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : آذرپژوه